درباب كلاسيك‌هاي ايتاليايي نوشت‌، مانند دانته‌، بوكاچيو، پترارك‌. در حدود 1422ـ1429 درباب مطالعات و مكاتبات را براي بانو باتيستا دا منتفلترو همسر گالياتسو مالاتستا نوشت‌؛ شايد اين نخستين سرمشق ادبي باشد كه براي يك زن نوشته شده است .

زندگي قديسه بيرگيتا (ص 3493). نخستين شرح حال قديسه را دو تن از اعتراف‌نيوشانش‌ اندكي پس از مرگ او نوشتند. نسخه‌ٴ خطي آن در 13 نوامبر 1378 (تنها پنج سال پس از مرگ او) به اتمام رسيده است‌.

بنياد بانو مارگارت (ص 3540). بانو مارگارت (1402ـ1509)، مارگارت بوفورت دختر جان نخستين دوك سامرست بود؛ با ادموند تودُر، ارل ريچموند و بعداً، با توماس استنلي‌، ارل‌ دربي ازدواج كرد؛ ازاين‌رو گاه‌، او را مارگارت كنتس دربي و ريچموند مي‌خوانند. پس از سال‌1485 با هدايت قديس‌وار و فاضلانه‌ٴ جان فيشر (1459ـ در 1535 گردن زده شد) گوشه‌ٴ عزلت‌ گزيد. او بنياد بانو مارگارت را در كمبريج و آكسفورد و هم‌چنين كريستْس‌كالج (1505) و كالج‌ سنت جان (1508) در كمبريج تأسيس كرد. بخشي از پيروي از مسيح و ساير عبادات را از فرانسه‌ به انگليسي ترجمه كرد و حامي نخستين چاپچيان انگليسي ويليام كاكستُن و وينكين دي‌ وُرد بود.

دانشجويان فقير (ص 3540). وينچستر را يك مدرسه‌ٴ خيريه ناميدن متناقض به‌نظر مي‌آيد، ولي سندي پيش روي من است (مورّخ 1946) كه در آن كالج هاروارد موٴسسه‌اي خيريه كه تحت‌ قوانين ماساچوست سازمان يافته‌، توصيف شده است‌. اين يك اصطلاح حقوقي است و تاحدي‌ با واقعيت مطابق است‌، چون دانشجوياني كه از مزاياي چنين مدارسي برخوردار مي‌شوند، خيلي بيش از آنچه مي‌پردازند، دريافت مي‌كنند.

گربه درادبيات انگليسي (ص 3562). قديمي‌ترين اشاره به‌گربه در آثار اروپايي را مي‌توان در تاريخ هرودوت يافت و او از گربه‌ٴ مصري سخن گفته است‌. ارسطو چندان چيزي در مورد گربه‌ها نگفته‌، هرچند اشاره‌هايش به جفتگيري آنها حاكي از مشاهدات مستقيم است‌. احتمالاً مصريان‌ قديم نخستين قومي بودند كه گربه را اهلي كردند و به پرستش آن پرداختند. ولي گربه‌ٴ وحشي در آسيا و اروپا وجود داشت‌. گربه‌ٴ اهلي را از مصر به ساير نقاط امپراتوري روم بردند، از جمله‌ احتمالاً به انگلستان‌. گربه‌هاي انگليسي (و ساير نقاط اروپا) از بقاياي گربه‌هاي وحشي اروپايي‌ و احتمالاً هم گربه‌هاي مصري‌اند.